هامفري (مستر همفر)
10
مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)
داده بودند و سر مويى از موضع و جايگاه خويش ، پايين نمىآمدند . از طرفى ، مردم هم پيرو ايشان بودند و شاه نيز همچون موشى كه از گربه مىترسد ، از ايشان در هراس بود . گرچه اهل سنّت به اندازهء شيعه ، تابع علماى خود نبودند ، چرا كه ايشان حكومت و ولايت را در دست سلاطين و علماى وابسته به دولت مىدانستند ولى شيعه براى علماى خود جايگاه مستحكمترى قائل بودند و پيروى و فرمانبرى از افراد را مخصوص علماى خود مىدانستند و بس و براى پادشاهان اهميّتى قائل نبودند ، ولى اين تفاوت عقيده ، در ميان شيعه و سنّى ، هيچ گونه دخالتى در كاهش نگرانى وزارت مستعمرات و ساير حكّام بريتانياى كبير نداشت . ما كنفرانسهاى بسيارى برپا كرديم تا براى اين مشكلات نگران كننده راه حلّى كافى بيابيم ؛ ولى هر بار با شكست مواجه شده و به بنبست مىرسيديم و گزارشاتى كه جاسوسان ، دست نشاندگان و مزدوران ما ارسال مىنمودند ، خبر از نااميدى و بيچارگى ما مىداد ، همان گونه كه نتايج همهء كنفرانسها ، صفر يا زير صفر بود ؛ ولى ما مجالى براى نااميدى نمىداديم : چرا كه ما خود را به صبر بىنهايت و پرحوصلگى عادت داده بوديم . فراموش نمىكنم روزى كنفرانسى را تشكيل داديم كه وزير مستعمرات و بزرگترين كشيش و چند تن از كارشناسان در آن حضور داشتند ، جمعاً بيست نفر در آن كنفرانس شركت داشتيم و جلسه ، بيش از سه ساعت به طول انجاميد ، سرانجام بىنتيجه پايان يافت تا اين كه كشيش بزرگ ، در آخر جلسه همه را دلدارى داد و اميدوار ساخت و گفت : « مأيوس نباشيد ! چرا كه حضرت مسيح ( عليه السلام ) پس از سيصد سال ، بعد از آن همه شكنجه ، تبعيد ياران ، پراكندگى ياران و كشته شدن خود و پيروانش به پيروزى رسيد و چه بسا كه